فتواي مزدوران جمهوري اسلامي عليه آوازخوان و شاعر معترض،شاهين نجفي

جمهوري اسلامي سي و سه سال است كه با تو حش و محكوم معترضين و مخالفينش،حكم ميراند.در طي اين سال ها هزاران انسان شريف كه تنها جرمشان آزادي خواهي وزندگي شايسته انساني بوده به انواع و اقسام ترفندهاي مختلف به كام نيستي كشانده است.در چند روز اخير آخرين ترانه شاهين نجفي منتشر شده است كه خشم و كينه سران مرتجع اسلامي را برانگيخته است  با فرياد اسلام در خطر است،گوش عالم و آدم را كر كرده اند!ترانه «نقی»، آخرین اثر شاهین، بازتاب گسترده ای در فضای خبری و شبکه های اجتماعی اینترنتی داشته است. عنوان این ترانه به امام نقی، امام دهم شیعیان که طبق اعتقادات این مذهب، پدر بزرگ امام دوازدهم (امام زمان) است، منتصب شده است.

يكي از آخوندهاي مرتجع اسلامي،صافي گلپايگاني حكم ارتداد شاهين نجفي رپ خوان محبوب را صادر كرده است.متن استفتاء صافی گلپايگانی، به شرح زیر است: «س: بسمه تعالی متاسفانه چند وقتی است که عده ای اجیر شده اند که عمدتا از ضد انقلاب خارج کشور می باشند، بر روی فضای اینترنت در سایت ها و وبلاگ خود، به راحتی به امام مظلوم ما امام هادی علیه السلام اهانت و جسارت می کنند (طراحی، جک، کشیدن کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و…) حکم این افراد چیست؟

ج: چنان چه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند، مرتدند. والله العالم.»

«قانون مجازات اسلامی: ماده 513 – هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبی باشد اعدام می شود.

حضرت امام روح الله (قدس الله سره):

هر کس به رسول خدا اهانت کند، هر کس به ائمه خدا اهانت کند، واجب القتل است. بيانات امام در جمع وعاظ و روحانيون تهران، صحيفه نور، ج 8، ص66. برای قتل شاهين نجفی آماده ايم… اللهم عجل لولیک الفرج.»…

فراخوان به قتل شاهین، در سایت های مختلف اصول گرایان از جمله خبرگزاری حکومتی فارس هم منتشر شده، با استناد به حدیثی به نقل از پیامبر اسلام، نجفی را «حرام زاده» خوانده و او را «خواننده هتاک فتنه 88 که مدتی است به خارج از کشور گریخته و در آن جا به آیین منحط شیطان پرستی گرویده است»، خطاب کرد. این سایت، هم چنین از راه اندازی «کمپین مردمی شاهین نجفی را اعدام کنید» خبر داده است. بر اساس ماده 513 قانون مجازات اسلامی، هر کسی به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیا یا امامان شیعی یا دختر پیامبر اسلام توهین کند، اگر مشمول ساب النبی باشد، اعدام می ‌شود.

ولي اينبار كل حكومت اسلامي نه تنها جام زهر رابايد  بنوشد بلكه بايد گورش را هم گم كند!

شاهین، خواننده آزادی خواه میلیون ها ایرانی، به ویژه نسل جوان است. نسلی که نه شاه می خواهند و نه شیخ، بلکه تشنه آزادی و برابری و عدالت و رفاه هستند؛ و برای تحقق آن ها نیز با جان و دل و با شهامت بی نظیری علیه حکومت اسلامی و همه تابوهای ملی – مذهبی مبارزه می کنند. بنابراین، اکنون هر اتفاقی برای شاهین و یا هر فعال سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در داخل و خارج کشور بیافتد عامل و مسئولش حکومت اسلامی است. اما این حکومت، نمی تواند هیچ غلطی بکند و به خصوص در حال حاضر به لبه پرتگاه سقوط به گورستان تاریخ نزدیک شده و مردم آزاده با اتحاد و همبستگی خود آخرین لگد را برای سقوط این هیولای آدم خوار و آزادی کش و آدم کش به گورستان تاریخ، خواهند زد.

وظيفه هر انسان منصف و آزاديخواهي است كه در راستاي حمايت از شخص شاهين نجفي و انسانهاي معترض و مبارز گام بردارد و بايد اين ارتجاع و بربريت اسلامي رابه طور وسيع  محكوم كرد…

جنبش 99 درصدی ها و نفی بی اختیاری انسان(بخش دوم)

بخش دوم

جوانان کمونیست: یکی از مقولاتی که جنبش 99درصدی ها نسبت به آن اعتراض دارند مسئله دمکراسی پارلمانی و بی اختیاری سیاسی ست- میگویند این دمکراسی 1درصدی هاست و متعلق به صاحبان ثروت و قدرت است- و در مقابل آن ما شاهد هستیم که سبک فعالیت و شالوده کاری جنبش نود و نه درصدی ها بر مجمع عمومی و سیستم شورایی ست و نامهایی مانند دمکراسی مستقیم و یا ریئل دمکراسی و یا دمکراسی مشارکتی را نام میبرند. مجمع عمومی و سیستم شواریی چه مدلی از ساختار سیاسی را در دخالت سیاسی و اجتماعی بطور واقعی پیش روی بشریت میگذارد؟

امیر نوآواز: همان طور كه در بخش اول به آن پرداختم جنبش «99 درصدی ها» كه به طور عيني جنبش نفي وضعيت موجود ميباشد، در حال بسط است و بزرگترين خواست آنها زماني متحقق ميشود كه سيستم ضدانساني «يك درصدي ها» به كلي و از ريشه نابود شده باشد. اگر بر اين جنبش كمي دقيق شويم ميبينيم كه ماهيتا اين خيزش همان نبرد و تقابل طبقاتي است، به قول ماركس گاه آشكار و گاه نهان. ولي امروز اين نبرد و اعتراض وسعت عيني و آشكاري به خود گرفته و به سمت و سويي متحدانه تر ميگرايد. به نظر من امروزه استقرار يك جامعه مبتني بر شوراها يك ضرورت تاريخي است و تشكيل يك چنين سيستمي هميشه مورد تنفر بور‍ژوازي بوده و در مقابل آن جبهه میگرفته و مانع تحقق آن میشده است. نظام سرمايه داري ماهيتا و تاريخا، اين حقيقت را كه شوراها به طور واقعي نماينده و ابزار ابراز وجود يك جامعه انساني اند با تمامي قدرت از تئوريسين هایش گرفته تا انواع و اقسام جنبشهاي ارتجاعي اش سعي بر تحريف و سركوب آن داشته و هميشه جنبش چپ و کمونیستی و شورايي براي ایجاد يك جامعه انساني و برابر و آزاد بدون فقر و استثمار و کارمزدی را، غير عملي و نشدنی و آرمانی تلقي كرده است.

تاريخا جوامعي كه به آزادي هاي نسبي و موقتی رسيده اند، با مطالعه تاريخ اين جوامع ميبييم كه شوراها در آن مقاطع حاكم بوده اند و حتي مردم در شرايط بسيار غيرمتعارف نيز دست به ايجاد چيدمان شورايي براي گرفتن حقوق خود بوده اند. در انقلاب 1917 روسيه شوراهای مردم همه جا شکل گرفتند، کارگران انقلابی و پیشرو در درون این شوراها رای و پشتیبانی اکثریت مردم روسیه به ویژه سربازان و دهقانان فقیر و کارگران و احاد جامعه را کسب کردند و با اتکا به آن، قدرت سیاسی را به دست گرفتند. خصلت  دموکراتیک و رادیکال شوراها به سرعت آن را به عنوان یک نهاد حاکمیت در برابر نهادهای رسمی دولت تزاری قرار داد. در انقلاب سال 57 همين كه قدرت حاكميت شاه از هم گسسته شد، و فضا و قدرت دوگانه ای که انقلاب پنجاه و هفت در فاصله ماه های آخر حکومت پهلوی ها تا شروع سرکوب خونین وسیع و سیستماتیک انقلاب توسط جمهوری اسلامی بوجود آورده بود، شوراها وسيعا رشد يافتند. جنبش شورائی درانقلاب ۵۷، یک جنبش توده‌ای بود وصرفا به کارخانه‌ها محدود نمی‌شد. محلات، موسسات دولتی و خصوصی و حتی نیروی نظامی مردمی، عرصه‌های دیگر اعمال قدرت توده‌ای و رشد جنبش شورائی بودند، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، ادارات، سنگرهای دیگر جنبش شورائی بودند. پس از اينكه جمهوري اسلامي با سركوب و توحش، انقلاب و نهادهاي اوليه اجتماعي تصمیم گیری مردم را سركوب كرد شوراها عملا در اين شرايط رو به زوال رفتند و منفعل شدند. آزادي های وسیع اجتماعي و سياسي يكي از مقولاتي است كه در جوامع كنوني تحت حاكميت يك درصدي ها به يك آرمان و محرك انقلابي تبديل شده است. مقوله ي آزادي تا زماني كه در جامعه، برابري اقتصادي ايجاد نشده باشد، در سطحي انتزاعي باقي ميماند و عملي نيست. جالب اينجاست كه بورژوازي نيز جامعه آزاد و برابر و انساني را در دكترينهاي مختلف به مثابه آرمان شهر و مدينه فاضله ياد ميكند يعني دقيقا وجود سيستم غير انساني امروزي را ازلي و ابدي تلقي ميكند، طبيعي است كه تا زمام قدرت در دست سرمايه داري است بحث از آزادي در درون اين سيستم مانند تفكر به مدينه فاضله ميماند! پس اولين گام و پيش شرط نيل به رهايي انسان، انقلاب اجتماعي و برچيدن نظم موجود يك درصدي ها است. يكي از ديگر جنبه هاي آزادي، دخالتگري عموم مردم در سرنوشت زندگي فردي و اجتماعي خويش از طریق عرصه سیاسی در هر لحظه است. ميبينيم كه مدرن ترين شكل امروزي آن انتخاب و مثلا دخالتگري توسط سيستم پارلماني است كه هيچ گاه قادر نبوده ابتدايي ترين نيازها ي بشر را برآورده سازد. در راس مناسبات موجود، اقليتي حكم ميرانند كه همه سرمايه هاي مادي و فكري جامعه را در دست گرفته اند، کنترل وقایع و جنایاتی مثل جنگ، اعدام، تجاوز، بيحقوقي، تحقيرو … گویا در دست هيچ كس نيست و قابل كنترل نيستند. مانند بلاياي  طبيعي از كنترل بشر خارج شده اند. اين است تمام دروغپردازي هاي نظام سرمايه داري در مورد دخالت آگاهانه مردم در سرنوشت خويش! ج.ک: بخش اول این سئوال را در نشریه جوانان کمونیست شماره 549 میتوانید مطالعه کنید.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 551منتشر شده است

نشریه را می توانید از اینجا دانلود کنید

زنده به گور كردن جوان معترض سوري توسط اوباشان بشار اسد

العربيه- فعالان سوری فیلمی ویدویی بر روی سایت های شبکه های اجتماعی فیس بوک، توئیتر و یوتیوب منتشر کرده اند که نیروهای امنیتی سوریه را در حال زنده به گور کردن یک جوان معترض نشان می دهد.
این فیلم ویدیویی 59 ثانیه ای که از نزدیک گرفته شده، جوانی را نشان می دهد که از گردن به پایین در خاک دفن شده است. در حالی که نیروهای امنیتی با لباس نظامی گرداگرد او ایستاده اند. یکی از نیروهای امنیتی کارت شناسایی و دوربینی که نزد جوان دستگیر شده ضبط شده اند، تحویل فرمانده گروه می دهد و به او می گوید که این جوان حین فیلمبرداری از آن ها دستگیر شده است.

پس از آن فرمانده گروه، شروع به فحاشی و اتهام زنی به جوان دستگیر شده می کند و از نیروهای تحت امرش می خواهد او را زنده به گور کنند.

هنگام زنده به گور کردن، جوان شهادتین را بر زبان جاری می کند. در همین حال فرمانده نیروهای امنیتی حاضر بالای سرش می ایستد و به او می گوید: «بگو لا اله الا بشار..»

آجری دیگر در دیوار

نظام آموزشی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی،در واقع سیستمی برای تحمیل کردن ایدئولوژی و افکار ارتجاعی یک درصدی های ایران یا همان آیت اله های میلیاردر، بر نود و نه در صد جامعه شده است.آنهایی که هر روزه تفکر تبعیض آمیز،زن ستیز،اعدام،سنگسار و بی حقوقی خود را تحت لوای آموزه های دینی و اخلاقی،اقتصاد اسلامی،فلسفه اسلامی(فقط این مانده که بگویند ریاضیات وفیزیک اسلامی!) و خزعبلات دیگر  از کودکان گرفته تا بزرگسالان قالب میکنند…طبیعتا در این راستا بسیار میشود گفت ولی به نظرم هر کسی تنها چند کلاس  در نظام آموزشی جمهوری اسلامی گذرانده باشد،برایش مضاف بر دلیل خواهد شد که این آموزش چقدر غیر انسانی است!به هر رو من در همین راستا ترجمه یکی از ترانه های گروه محبوبم پینک فلوید را به اسم آجری دیگر در دیوار را آورده ام که بسیار ترانه پرطرفداری است.

ترجمه آهنگ PINK FLOYD – Another Brick In The Wall

We don’t need no education
ما به آموزش نیازی نداریم
We don’t need no thought control
ما به کنترل ذهنی نیاز نداریم
No dark sarcasm in the classroom
نمیخوایم که تو کلاس به ما ریشخند بزنین
Teachers leave them kids alone
آقا معلم اون دست از سر اون بچه ها بردار
Hey teacher leave them kids alone
هی! آقا معلم! دست از سر اون بچه ها بردار
همه اینا روی هم رفته مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونه
All in all you’re just another brick in the wall
روی هم رفته همه شما مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونین
We don’t need no education
ما به آموزش نیازی نداریم
We don’t need no thought control
ما به کنترل ذهنی نیاز نداریم
No dark sarcasm in the classroom
نمیخوایم که تو کلاس به ما ریشخند بزنین
Teachers leave them kids alone
آقا معلم اون دست از سر اون بچه ها بردار
Hey teacher leave them kids alone
هی! آقا معلم! دست از سر اون بچه ها بردار
All in all you’re just another brick in the wall
روی هم رفته همه شما مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونین
All in all you’re just another brick in the wall
روی هم رفته همه شما مثل آجر دیگه ای در دیوار می مونین

امام جمعه اصفهان پدرخوانده باند مافیایی اصفهان !

اين هم داستان يكي ديگر از زالو صفتان رژيم تجاوز اسلامي!

به نقل از سايت كانون حمايت ازخانواده جانباختگان و بازداشتي، حجت السلام سید یوسف طباطبایی نژاد ، بعد از برکناری طاهری امام جمعه قبلی اصفهان به امامت جمعه اصفهان برگزیده شد . دامادهای این فرد در کار تجارت انار از ساوه ید طولایی دارند و میلیارد ها تومان از اراضی و اموال این منطقه را به زور باندهای مافیایی تصاحب نموده اند.
برادران وبرادر زاده های سید یوسف طباطبایی نژاد :
نامبرده دارای چندین برادر تنی و ناتنی می باشد و تعدادی از انها اخوند هستند که فرزندان انها در فساد نقش اساسی دارند که به انها می پردازیم
.وی دارای چندین فرزند می باشد . دو تن از پسران وی به نامهای سید باقر و سید محمد در اصفهان رهبری گروه فشار و ضرب و شتم مردم را به عهده دارند . این دو تن در پاساژ جدید التاسیس دروازه دولت چندین مغازه را به ارزش میلیاردها تومان تصاحب کرده اند
الف- سید عباس طباطبایی نژاد : اخوندی فاسد که قبل از فوت در تهران امام جماعت مسجد جامع شهرک امید در لویزان که شهرکی نظامی و متعلق به گارد جاویدان سابق و لشگر 21 حمزه نیروی زمینی فعلی می باشد بود . این شهرک اکنون تقریبا غیر نظامی و از گرانترین و زیباترین شهرک های حال حاضر تهران می باشد. سید عباس دارای فرزندان زیادی است که یکی از انها به نام سید جعفر و بنام مستعار امید متولد 1339 در پوشش صدور مواد پلاستیک به کشور اذربایجان در قاچاق اسلحه و مشروبات الکلی و نیز واردات لوازم نظامی جهت سرکوب تظاهرات شهری نقش بسزایی دارد و از ا ین راه به ثروتی افسانه ای دست یافته است . وی رهبری یک گروه ورزیده سرکوب را به عهده دارد که حدود 600 نفر تخمین زده می شوند و انها را در قرچک ورامین اسکان داده که تعدادی از انها افغانی ولبنانی هستند . وی در اذربایجان کاملا شناخته شده است و فردی بسیار فاسد از نظر اخلاقی است و با نام مستعار امید دارای سوابق متعدد فحشا و ضرب و شتم و مسایل زیادی از این دست می باشد.
ب-اخوند سید حسن طباطبایی نژاد :
وی بعد از فوت سید عباس به امامت مسجد شهرک امید انتخاب شد . وی دارای دو فرزند پسر و تعدادی دختر است . پسر بزرگ وی سید مهدی طباطبایی نژاد نام دارد . وی نیز متولد 1339 و با پسر عمویش سید جعفر ملقب به امید شراکت گسترده دارد . وی یکی از فاسد ترین و بدنامترین افراد خانواده طباطبایی نژاد می باشد که او نیز در پوشش صدور مواد پلاستیک , به واردات اسلحه و صدور مواد مخدر از طریق اذربایجان فعالیت دارد. وی دارای چند عشرتکده در باکو می باشد . سید مهدی پدرزنی دارد به نام محمود پیراسته که فوت کرده است . تنها دختر پیراسته همسسر سید مهدی است . پیراسته دارای دو باربری به نام باربری وطن و باربری جاوید بار است . این دو باربری در حال حاضر به مدیریت سید مهدی که داماد وی می باشد اداره می شود چون ارثیه مریم همسر او بوده که تقریبا از طرف سید مهدی مصادره شده است . این دو انبار و باربری پوششی است جهت قاچاق  و بارها با اتش سوزی های عمدی در این دو باربری و سند سازی میلیارد ها تومان از شرکتهای بیمه اختلاس کرده اند . افراد شاغل در این باربری از ورزیده ترین افراد دوره دیده جهت سرکوب تظاهرات شهری هستند که ظاهرا کارمند این باربری ها هستند ولی در باطن از گروههای فشار هستند که در تظاهرات سال 1388 در تهران نقش بارزی داشته اند. رهبر این کارگران شخصی شرور و سابقه دار به نام جواد بیساری می باشد که تحت امر سید مهدی فعال است
.
فرزند دیگر سید حسن به نام سید حسین طباطبایی نژاد متولد 1344 که فردی بد نام و شناخته شده در شهرک امید می باشد که دارای سوابق متعدد فساد و تجاوز به عنف به دختران به خصوص در شهرک امید و شهرک اکباتان می باشد. وی فردی ست عیاش که دارای دو عشرتکده یکی در شهرک امید و دیگری در شهرک اکباتان می باشد . وی یک قمار خانه در فلکه اول تهرانپارس خیابان 144 غربی دارد که ازادانه و به صورت علنی فعال است.

جنبش 99 درصدی ها و نفی بی اختیاری انسان

سئوال هفته از فعالین سازمان جوانان کمونیست

«جنبش 99 درصدی ها و نفی بی اختیاری انسان»

بخش اول

جوانان کمونیست: یکی از مقولاتی که جنبش 99درصدی ها نسبت به آن اعتراض دارند مسئله دمکراسی پارلمانی و بی اختیاری سیاسی ست- میگویند این دمکراسی 1درصدی هاست و متعلق به صاحبان ثروت و قدرت است- و در مقابل آن ما شاهد هستیم که سبک فعالیت و شالوده کاری جنبش نود و نه درصدی ها بر مجمع عمومی و سیستم شورایی ست و نامهایی مانند دمکراسی مستقیم و یا ریئل دمکراسی و یا دمکراسی مشارکتی را نام میبرند. مجمع عمومی و سیستم شواریی چه مدلی از ساختار سیاسی را در دخالت سیاسی و اجتماعی بطور واقعی پیش روی بشریت میگذارد؟

امیر نوآواز: اجازه بدهید من در ابتدا به بررسی مختصری از شرایط کنونی جهان بپردازم. واقعیت این است که نظام سرمایه داری با مکانیسمهایی که دارد روز به روز بشر را به استیصال و ناتوانی در تعیین شیوه زندگی و سرنوشت سیاسی  و اجتماعی خود  می کشاند. ما امروز شاهدیم که در اکثر نقاط جهان مردم خیز برداشته اند و علیه وضع موجود به پا خواسته اند. به نظر من از ایران و انقلابات خاورمیانه و شمال آفریقا گرفته تا همین جنبش موسوم به 99 درصدی ها، تنها میتواند بیانگر این واقعیت باشد که دیگر انسان جهان امروز با همه نیازهای فردی –اجتماعی پیچیده اش، از سیستم سرمایه داری جلو زده است  و نظام موجود نه تنها نمی تواند ابتدایی ترین نیازهای بشر امروزی را متحقق کند بلکه هر روز او را به  قهقرا و عقب ماندگی و بی حقوقی بیشتری سوق می دهد، شاید بطور نومینال و اسمی، خود جنبش 99 درصد مشخصا سیستم شورایی را به مثابه ریئل دمکراسی و یا دمکراسی مشارکتی مطرح کند و از نظر مضمون و ماهیت هم اکثر عظیم جامعه خواستار حاکمیت سیستم شورایی و حداکثری آحاد مردم هستند ودر کل، جهان به سمت این سیستم سوق داده می شود. حکومت شورایی تنها بازتاب عملی نیازها و خواست های مردم و ارگان اعمال اراده مردمی در جامعه است. امروزه نظام کاپیتالیستی مدعی این است که دمکراسی موجود میتواند چنین نقشی را ایفا کند،گویا دمکراسی مقوله ای فراطبقاتی است و به لحاظ سیاسی بالانسی برابر با خواست های مردم ایجاد میکند. واقعیت این است که بورژوازی وقتی میگوید دمکراسی، از منظر منافع طبقاتی خویش همان منافع یک دصد و اقلیت جامعه به سرنوشت مردم دید میزند. در سرمایه داری دمکراسی یعنی اینکه تیم های مختلف دارا و صاحب سرمایه با ساپورت سیاسی و دولتی به عرصه انتخابی مردم کشیده میشوند و این یا آن نماینده به مدت حداقل چهار سال زمام قدرت در جامعه را بدست میگیرند. ما در کشورهای مختلف شاهد این هستیم که هزاران انسان به خیابان ها میریزند و علیه سیاست های «یک» نفر و یا یک بخش برکل جامعه اعتراض میکنند(یک نفر و سلطه ارادی اقلیت بر زندگی میلیونها انسان!) و نهایتا با سرکوب و توحش و تحریف این اعتراض بر حق مردم را سرکوب میکنند. در واقع هر نوع سیستم سیاسی که سیادت طبقاتی سرمایه داری را بیان کند به سیستمی کاملا مغایر با نیاز و خواست اکثریت جامعه تبدیل خواهد شد. با دید سطحی و ژورنالیستی رایج شاید دمکراسی رنگی قشنگ و شاعرانه داشته باشد! ولی در عمل هیچگاه نمیتواند ابتدایی ترین نیازهای بشر معاصر را جواب دهد. مع الذالک سیستم شورایی ماهیتا قدرت سیاسی و اختیار اقتصادی و تولیدی و اجتماعی را به خود مردم باز میگرداند و انسانی که با تولید اجتماعی خود تاریخا بیگانه بوده و همیشه تحت تملک داراها در آمده است میتواند به طور عینی پروسه اجتماعی تولید برایش اهمیت پیدا کند. دمکراسی پارلمانی در واقع نوعی دیکتاتوری و سرکوب آزادی های سیاسی است و مردم در این سیستم فقط ناظرند درحالی که در سیستم شورایی تک تک مردم در جامعه نقشی فعال دارند و زندگی در اجتماع بسیار مهیج و دلپذیر است و هر کس دست نقش دخالتگرایانه و تاثیرگذار خود را در جامعه می بیند. در یک چنین جامعه ای دستگاه بوروکراتیک،ارتش،پلیس و کلیه فشار های سیاسی از بالا، سیستم انتصابی مقامات و سلسله مراتب تشریفاتی برچیده میشود و مردم بسیار آزادانه از طریق شوراهایی که به مثابه نهادهای قانونی و اجرایی تعیین شده اند،مطالبات خود را عملی میکنند. این در حالی است که هر شورا و نماینده ای در هر مقطع زمانی قابل عزل و انتصاب است. شوراهای محلات گرفته تا شوراهای شهری و سراسری همه بیانگر یک واقعیتند که مردم باید کنترل زندگیشان در دست خودشان باشد،اینطور نیست که شوراها گویا نخبگان جامعه اند و می آیند بر مردم حکومت میکنند. شوراها همان مردم هستند که به طور هارمونیک وهماهنگ در جامعه ایفای نقش میکنند و به این دلیل است که تمام آحاد جامعه از فرصتهای اجتماعی و سیاسی برابر برخوردار میشوند. ادامه دارد….

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 549 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

Download

بيانيه جنبش 99 درصدي ها براي تسخير جهان در اول مه

امسال در شرايطي به پيشواز يك مه روز جهاني كارگر ميرويم كه نظام سرمايه داري بيش از پيش چهره كريه و غير انساني اش را بر همگان عيان كرده،فقر،جنگ،تبعيض،كشتار،شكنجه و زندان و غيره داستان هميشگي اين سيستم عقب مانده است.واقعيت اين است كه مبارزه اي آشتي ناپذير عليه اين سيستم هميشه در حال وقوع است گاه آشكار گاه پنهان!بشرمدرن امروز اين ننگ را پذيرا نيست.در خاورميانه و شمال آفريقا مردم عليه كپك زده ترين و در آمريكا و اروپا عليه پيشرفته ترين نظامهاي سرمايه داري مردم خيز براشتند و انقلاب كردند و هنوز هم در حال مبارزه اند.جنبش 99 درصدي ها آشكارا اعلام ميكند كه اين سيستم جوابگوي نياز بشر و زندگي شايسته انسان نيست و بايد آن را بزير كشيد.اين داستان جهاني است كه هر روز پولاريزه تر ميشود و جنبشي جهاني در سيستم سرمايه داري در حال متشكل شدن است كه وضع موجود را نفي ميكند.

بيانيه اي كه در زير آمده است پيام جهاني 99 درصدي هاست عليه يك درصدي ها! بايد هرچه وسيعتر از اين جنبش حمايت كرد.يك مه امسال همان طور كه در بيانيه آمده است بايد از همه چيز دست كشيد واعتصاب كرد و به خيابانها رفت تا هيچ بودگان همه گردند. پيش به سوي هر چه با شكوهتر كردن اول ماه مه.

translation to Persian

Mostafa Saber: mosaber.mosaber@gmail.com

روز: سه شنبه اول مه ۲۰۱۲
ساعت: از يک بامداد تا نيمه شب
مکان: سراسردنيا
عمل: اشغال جهان توسط ۹۹ درصدي ها

روز اول مه ۲۰۱۲، کار تعطيل است. کلاس درس تعطيل است. رفتن به خريد و مراجعه به بانک و هرگونه داد و ستد تعطيل است. ساکنان کره زمين خيابان ها را به تسخير در مي آورند.
جنبش «اشغال لس آنجلس» و «اشغال لانگ بيچ» (در آمريکا) از هم اکنون تمام مردم جهان را به تدارک برپايي يک اعتصاب جهاني فراميخواند. هدف اين است که کل تجارت جهاني متوقف شود به يک درصدي ها نشان دهيم که ما سربراه نيستيم، ساکت نخواهيم نشت و تا خواسته هايمان برآورده نشود از جايمان تکان نمي خوريم .

اعتصاب عمومي براي اين خواستها فراخون داده شده است:
حقوق پناهندگي،
براي عدالت اجتماعي، اقتصادي، محيط زيست و حقوق کارگران،
براي صلح همراه با عدالت،
براي حقوق مدني و پايان دادن به دولت پليسي،
براي مسکن، بهداشت عمومي، تحصيل عمومي و حقوق بشر،
براي حقوق زنان و برابري جنسيتي،
و هر قاره، هر کشور، هر دولت و هر شهر از حرکت باز خواهد ايستاد.
کارگران تحت حمله يک درصدي ها هستند. جنبش اشغال در کنار کارگران (چه متشکل و چه غير متشکل) و مهاجران مي ايستد. اتحاديه ها و حقوق اتحاديه اي چيزي است که طبقه کارگر را قوي کرده است. هر اميتازي ما مردم کارگر داريم نتيجه مبارزه کارگران متشکل و مهاجران براي حقوق شان است. حالا آنها (يک درصدي ها) در تلاش اند که حق قرارداد جمعي ما را از بين ببرند و طمع آنها اکنون بر صندوق بازنشستگي ما دست انداخته است. آيا به اندازه کافي ندارند؟

کافي است!
يک روز براي حقوق مهاجران، حقوق کارگران و حقوق انسانها.
بيرون انداختن مردم از خانه هايشان بدليل نپرداختن وام مسکن را متوقف کنيد!
ما خواهان شغل خوب و پرداخت خوب براي هر کس در اين کره خاک هستيم. براي همه شهروندان کشور، چه آنها که کار مي کنند و يا آنها که کار نمي کنند! قرار دادهاي پيماني از طرف به اصطلاح «خالقين مشاغل» براي بدست آوردن کار ارزان تحمل نخواهد شد. همه انسانها مستحق يک دستمزد در خور زندگي هستند.

تحصيل، مسکن و بهداشت عمومي حقوق انساني هستند نه «مزايا»!
ما ميتوانيم بشما بگوييم که اول مه روز جهاني کارگر است. ما ميتوانيم بشما بگوييم که در برخي کشورها اين روز يک تعطيل عمومي است و دستاورهاي تاريخي جنبش کارگري گرامي داشته ميشود. ما ميتوانيم بشما بگوييم که در لس آنجلس اول مه سنتا بعنوان روز مبارزه براي حقوق مهاجرين گرامي داشته ميشود.
اما فقط شما ميتوانيد به ما بگوييد که شما در اول مه ۲۰۱۲ براي چه اعتصاب ميکنيد!
چونکه اعتصاب عمومي اول مه تماما مربوط به شماست. چونکه مربوط به قرضي است که بالا مي آوريد، اگر جرئت تحقق روياي تحصيلات دانشگاهي را به خود راه دهيد. چونکه مربوط به بهداشت عمومي است که شما از عهده مخارج آن بر نمي آييد و عضو بيمار خانواده تان بايد بي مداوا و معالجه سر کند چون بيمه نيست. مربوط است به اتومبيل شما که بعد از آنکه شغلت را از دست دادي از شما پس ميگيرند. مربوط است به خانه شما که درش را مي بندند وقتي بانک شما ورشکست شده است. مربوط به خانواده شماست که براي آينده بهتر به اينجا آمد اما در چم و خم سيستم ورشکسته مهاجرت گير افتاد و فهميد که نمي تواند شغل قانوني و تحصيلات و امنيت داشته باشد چون ثبت شده نيست. مربوط به شما محصل همجنسگراست که مورد اذيت و آزار قرار ميگريد و در مملکتي بزرگ ميشويد که انسانيت و برابري را از شما دريغ ميکنند چون شما به همجنس خود عشق جنسي داريد. مربوط به اين واقعيت است که کار نيست حتي اگر شما تحصيلات دانشگاهي داشته باشيد. مربوط به مادر تنهايي است که تقلا ميکند با حداقل دستمزد، که مزد درخور زندگي نيست، بچه هايش را بزرگ کند. مربوط به زني است که حتي فارغ التحصيل «هاروارد» است، با تمام توان در بهترين شرکت هاي وکالت مملکت جان ميکند اما ارتقاء نمي گيرد چون يک مرد نيست. مربوط به بي خانمان سياهپوستي است که در حلبي آباد زندگي ميکند و بخاطر شاشيدن در پارک به زندان انداخته ميشود چون توالت عمومي در خيابان براي چنين کساني وجود ندارد. مربوط به تظاهر کننده اي است که کتک ميخورد و به زندان انداخته ميشود چون در اماکن عمومي پلاکاردي در دست گرفته که روي آن نوشته ديگر بس است. مربوط به مزرعه داري است که بخاطر افزايش ماليات دولتي بر زمين اش مجبور است خانه و کارش را ترک کند. مربوط است به پدري که پسرش را در جنگ بي معني براي نفت و اراضي خارجي از دست ميدهد.

توحشی هولناک از یک جریان تندرو اسلامی در عراق

به خبر زیر توجه کنید:                                                                                                                       الاخبار:نوجوانان عراقی بدلیل مدل موی EMO سنگسار شدند

به گفته فعالان اجتماعی دستکم 90 نوجوان عراقی با ظاهر EMO(یک سبک موسیقی راک)  به دست جریانانات تندرو مذهبی چند ماه  پیش بعد از اینکه وزارت کشور به این عمل فساد و شیطان پرستی لقب داد سنگسار شدند.

پلیس اخلاقی عراق در سایت وزارت کشور، بیانیه ای دلسرد کننده در مورد پدیده EMO دربین جوانان منتشر کرده بود و با نگرانی ابراز کرد که قصدشان از بین بردن این پدیده است.

بر اساس این بیانیه،  پدیده EMO  یا شیطان پرستی به وسیله پلیس  اخلاقی عراق مورد تعقیب و پیگرد قرار گرفته است و مدعیند که قبل از اینکه بر جامعه تاپیر بگذارد و خطر محسوب  شود باید هرچه زودتر از بین برود.

همچنین ادامه داد که این جوانان لباس های عجیب و تنگی میپوشند که تصاویری مانند جمجمه سر و یا آویزه های جمجمه سر روی آنهاست،آنها حلقه هایی در زبان و بینیهایشان قرار میدهند و کارهای عجیب دیگری از این قبیل انجام میدهند.

یک گروه از افراد مسلح که لباس غیر نظامی تنشان بود ده ها تن از نوجوانان را چند روز پیش به منطقه حاشیه ای بردند و آنها را سنگسار کردند و اجساد آنها را در دامبسترهای زباله انداختند.افراد مسلح اعلام کردند که متعلق به یک گروه مذهبی بسیار افراط گرا در عراق هستند.

یک نفر که موفق به فرار شده بود به شبکه الاخبار گفت:ابتدا آنها بلوک های بتنی را به دست های پسر و بعد به پاهایش ودر آخر به سرش میکوبیدند،اگر نمیمرد دوباره از اول این عمل را تکرار میکردند.

برطبق بیانیه وزارت کشور پلیس اخلاقی عراق توسط وزارت آموزش تصویب کرد که دانش آموزانی با چنین مشخصاتی را تحت نظارت قرار میدهند.

آمارکشته شدگان هنوز مشخص نیست.اما هانا بیاتی از تریبونال بروکسل، یک سازمان غیر دولتی در برخورد به مسایل عراق، گفت:آمار کشته شدگان بین 90 الی 100 نفر میباشد.او گفت خبر نگران کننده این است که آنها خیلی جوان بودند.

البیاتی ابراز داشت که به نظر میرسد این قتلها توسط شبه نظامیان تندرو شیعی  و در محله های غالبا فقیر شیعی انجام شده است .همچنین گفت:» به دست داشتن وزارت کشور در این قتل مظنون است.»

عکس های قربانی ها در فیس بوک منتشر شد.که باعث رعب و وحشت در  بین دانش آموزان عراق شده است.

مرد جوانی با موهای بلند  به دولت مقرر راجع به آزار و شکنجه نوجوانانی که  تیپ غربی داشتند هشدار داد.او به شبکه تلویزیونی الشرقیه گفت: «من موهام بلند است اما این بدان معنا نیست که که من یک EMO هستم.اگر من موهام بلند باشه، کمتر شکل مردهستم،نمیخواهم بگویم چرا موهایم بلند است،من همجنسگرا هستم.اما من موهام بلنده چون استیل مورد علاقه خودم است.

سفیه السهیل یکی از اعضای پارلمان روز سه شنبه گفت:تعدادی دانش آموز اخیرا دستگیر شده اند چون شلوارهای آمریکایی پوشیده بودند و مدل موی غربی داشتند.

وزارت کشور تعداد قربانیان را اعلام نکرده است،اما در بیانیه پیگیری که در پنجشنبه منتشر شده است به افراطیون هشدار داده که در آزادی عمومی عراق دخالت نکنند…                                                               (ترجمه از امیر نوآواز)

این گوشه ای از آن توحشی است که جریانات میلیتانت و دولتهای کپک زده اسلامی هر روزه در اکثر نقاط جهان به صورت رسمی و پنهانی انجام میدهند،اسلام سیاسی به طور واقعی انسان را هیچ میداند و با هر نوع زندگی شایسته یک انسان در تضاد است.از قتل و ترور گرفته تا زجرکشی و سنگسار و تجاوز،تبعیض جنسیتی،تنزل منزلت انسانی-اجتماعی زن به کالای جنسی، بی حقوقی، همه و همه کارنامه به خون آغشته اسلام سیاسی است.

این توحش سازمانیافته در واقع ثمره نظام عقب مانده سرمایه داری و اصلا روبنای فکری بورژوازی در جوامعی مثل عراق، ایران، اففانستان و… است.هر گاه سخنی از آزادی خواهی در جامعه شنیده شده و انسان مدرن قرن بیست و یک مطالبات و نیازهای برحق خود را مطرح کرده است به شدیدترین و وحشیانه ترین شیوه ممکن این حرکت را سرکوب کرده اند.

هر انسانی حق دارد آنطور که میخواهد لباس بپوشد،آرایش کند،تفریح کند و کلا زندگی کند.هیچ گروهی،ارگانی و دولتی حق ندارد و نباید مانع این حق شود. جوان امروز اهل اینترنت و دنیای وسیع رسانه های دیجیتالی  چه در عراق و چه در هر نقطه ای از ارض  نمیتواند با شتر تفریح کند و روی حصیر بخوابد. پس مجبورا این وحوش اسلامی رو به مردم خنجر میکشند و تجاوز میکنند تا جامعه را با این احکام برخاسته از گور کنترل و محدود کنند و از ابتدایی ترین حقوق زندگی محروم گردانند.

امروز جوانان از مصر گرفته تا عراق و ایران  از این همه نابرابری و بیحقوقی به وجد آمده اند و خواهان یک زندگی انسانی اند،این ادبیات و افکارو احکام پوسیده جایی در بین اکثریت جامعه ندارد و با زور و قلدرمنشی در جامعه حکم می رانند .

جریانات میلیتانت اسلامی مستقیم و غیر مستقیم از دولت های سرمایه داری تغذیه میکنندو روز به روزورقی دیگر از سیاهی خود را آشکار میکنند. مادامیکه نظام کثیف سرمایه داری بر جهان حکم فرما است ما هر روز شاهد این  ژنوسایدهای وحشتناک و غیرانسانی خواهیم بود.برای از بین بردن این جنایت ها و ترورها باید کل این بساط نظم سرمایه و این توحش سازمانیفته را در هم شکست…

حرکت تابوشکنانه اعضای حزب کمونیست کارگری در روز 8 مارس در ایران

آن شبهی که مارکس از آن صحبت میکرد دوباره در حال آمدوشد است،شبه کمونیسم،شبه رهایی،شبه برابری!
این عکس و بیانیه اعضای حزب کمونیست کارگری در ایران است،عملی بسیار شجاعانه،تابوشکنانه و ستودنی است،به امیدروزی که اختیار به انسان بازگردانده شده باشد.

انقلابیون برهنه

به خواندن ادامه دهید

زن فرودست ترین دنیاست!

نوشته زیر شاهکاری از جان لنون است که به طور واقعی جایگاه و منزلت زن را در دنیای وارونه

امروز،در قالب شعر بیان کرده است…

زن فرو دست ترين دنياست

آري چنين است ، بينديش و كاري بكن

مجبورش مي كنيم كه صورتش را رنگ كند و برايمان برقصد

اگر نخواهد برده باشد مي گويم دوستمان ندارد

اگر واقعي باشد مي گويم اداي مردان را  درمي آورد

او را تحقير مي كنيم اما وانمود مي كنيم كه روي سرمان جاي دارد به خواندن ادامه دهید

فرستاده‌شده در شعر